خانه ی تنهایی

دودی از پنجره دوان دوان می گریزد

صدای صندلی مادر بزرگ ( صندلی راک ) به گوش میرسد

سایه ای روی پرده می رقصد

باد پرده را کنار می زند.

پاورچین پاورچین وارد خانه می شود.

شمع را به رقص در می آورد

صدای آهنگ، رقص سایه روی پرده، رقص نور شمع …

گرامافون در گوشه ای از اتاق فریاد می کشد…

You Are not Alone I am here with you … (آهنگ معروف سال 1995 )

اما پیرمرد در دنیای دیگری است…

در زمان سفر کرده است

کمی دور کمی نزدیک

چیزی حدود 40 سال پیش

باد این بار خلوت او را به هم می زند

لباس عروس کنار شومینه به رقص در می آید.

گرامافون این بار آرام به گوش پیرمرد می خواند.

پیرمرد خیره به لباس عروس آرام آرام گرامافون را همیاری می کند…

Another day has gone

I’m still all alone

How could this be?

You’re not here with me

You never said good-bye

Someone tell me why

Did you have to go?

And leave my world so cold?

قطره ای از چشمان پیرمرد آرام می چکد

در دل چوب کف اتاق فرو می رود

چوب کف اتاق ترک می خورد!!

آسمان دلش می گیرد، می بارد

باران خود را به درو دیوار خانه می کوبد

گرامافون سکوت می کند…

پیرمرد پنجره را می بندد

باد پشت پنجره می ماند

لباس عروس از رقص خسته می شود

شمع تمام می شود

پیپ تمام می شود

صدای صندلی تمام می شود

پیرمرد تمام می شود!

 

س.س

 

درباره نویسنده

ساسان سلام زاده هستم متولد 1368، دانشجوی ارشد هوش مصنوعی. برنامه نویس، طراح وب. یکی از رویاهای کودکیم ساخت یک ربات دستیار هست چیزی که بتونه ۹۰٪ کارهای روزانه رو انجام بده، یه استارت هایی در این خصوص زدم...

یک پاسخ ارسال کنید.


نُه × 2 =