خدایا امشب را مهمان تو هستم

ساعت های پایانی سال 1394 هست.

داشتیم توی کوچه قدم میزدیم. هستی (دختر داداشم) بهم گفت بریم باهم عکس بگیریم من لباس فرشته ها رو میپوشم.

گفتم پس من چی ؟!

یکم فکر کرد گفت: تو هم لباس خدارو بپوش…

جملش یکم سنگین بود. سنگین تر از چیزی که فکر میکردم. یه بچه ۶ ساله و جمله ای …

بچه ها میتونن لباس فرشته هارو بپوشن، چون پاک هستن. چون واقعا فرشته هستن

اما ما؟ آدم بزرگ ها؟ ماها فقط میتونیم لباس خودمون رو بپوشیم.

لباس خدا!!

از فرشته ها یه تصویری واسمون توی ذهنمون رسم کردن. اما خدا؟ لباس خدا؟ حتی توی ذهنم نمیتونم تصویری براش داشته باشم.

امروز صبح رسیدیم مشهد.

جمع بندی امسالم رو امروز تمومش کردم. داشتم میرفتم حرم امام رضا توی فکر بودم، چرا که از امسالم اصلا رضایت ندارم.

از ساسانی که امسال ساخته بودمش.

امتیاز امسالم به خودم ۴۰ از ۱۰۰ هستش. سال پیش بهتر از این بودش. دلیل این افت امتیاز هم به لحاظ فنی نیست. تنها چیزی که امتیازم رو این همه پایین آورده مباحث اخلاقی و رفتاری بودش…

آواخر این سال رو می پسندم و امیدوارم سال پیش رو همچین سالی باشه. از قدیمم گفتن سال نو از بهارش پیداست.

سال پیش بدقولی های زیادی از طرف من به برخی از مشتریان شده، هرچند که واقعا در خصوص برخی موارد من هم بی تقصیر بودم. اما از همه این دوستان شخصا عذرخواهی میکنم

سال پیش برخی از دوستان از من دلخور شدن، بعضی ها رو ناخواسته ناراحت کردم، از همه اونا امشب عذرخواهی کردم.

سال پیش موقعیت های زیادی رو یا از دست دادم یا بیخیالشون شدم. که امسال دیگه نباید اینطوری باشه

یه اهدافی رو توی زندگیم مشخص کردم که توی ۷ روز آینده برنامه کاملی براشون میریزم و طی اون برنامه ریزی باید بهشون برسم.

یه برنامه ریزی ۵ ساله هم دارم یعنی تا پایان سال ۱۳۹۹، راجب اونم یه چیزایی براتون خواهم نوشت.

خدایا کمکم کن.امشب رو با تمام بدی هام. با تمام کم لطفی هام مهمون تو هستم.

امشب هستی کوچولو اون فرشته دوست داشتنی یه برگه نذری از حرم واسم گرفت و گفت عمو واست نذر کردم. خیلی خوشحالم. خیلی بیش تر از چیزی که بشه فکرش رو کرد

وقتی از حرم داشتیم میومدیم بیرون یه پسری رو دیدم کفتر به دست. آورده بود آزادش کنه

تصمیم گرفتم منم امشب برم حرم تا زمان سال تحویل مهمون خدام باشم. میرم شاید امشب منم آزاد شدم….

خدایا امشب مهمان تو هستم

آزادم کن آزاد…

♥♥ خیلی دوستون دارم ♥♥

درباره نویسنده

ساسان سلام زاده هستم متولد 1368، دانشجوی ارشد هوش مصنوعی. برنامه نویس، طراح وب. یکی از رویاهای کودکیم ساخت یک ربات دستیار هست چیزی که بتونه ۹۰٪ کارهای روزانه رو انجام بده، یه استارت هایی در این خصوص زدم...

یک پاسخ ارسال کنید.


پنج + = 9