یکم حرف دل …

بعضی وقت ها

یه دفتر سفید میخری

با کلی ذوق و شوق

میاری خونه

یه مداد بر میداری یه چیزایی میخوای توش بنویسی

ورق که میزنی

میبینی یکی از ورق ها یا تا خوردست

یا مشکیه

خلاصه ایراد داره

کل زیبایی و سفیدی اون دفتر یادت میره

انگاری همش سیاهه

حتی یادت میره واسه چی بازش کرده بودی

من جز اون دفتر هام

با یه چندتا برگ تا خورده

یا هم سیاه…

حتی اگر خدا هم دل به این دفتر بده ….

من خودم دلم آرووم نیست

میگن وقتی مریض میشی باید دکتر بری

داروو بخوری تا خوب شی

ولی وقتی خوب نشی؟!!!

وقتی دلت نخواد که خوب بشی؟!!!

وقتی قسمتت نباشه که خوب بشی؟؟؟

این جمله رو خیلی دوست دارم

ما بد نبودیم

بلد نبودیم

بعضی وقت ها

سعی میکنیم دل به همون دفتره بدیم

بگیم خب یه برگه چیزی نیست

میایم اون یه برگ رو پاره میکنیم

طوری که حتی جاش معلوم نشه

اماااا

برگ های دفتر بهم وصلن

این یکی ها هم سست میشن

عمرشون کم میشه

دفترمون …

زود ورق میخوره

زود تموم میشه

بعضی وقت ها بچگیمون یادمون میره

مداد رنگیامون

نقاشیمون

زندگیمون

تفکراتمون

بعضی وقت ها حوض آبی خونه مادر بزرگ هم یادمون میره

بزرگ میشیم

بزرگ تر

انقدری بزرگ میشیم

که اون بچه درون

یه گوشه از این بزرگی محو میشه

گم میشه

دیگه نمیتونیم پیداش کنیم

بعضی وقت هاااا

همینطوری که داریم مینویسیم ناخواسته اشک میریزیم

دستامون خیس میشه صورتمون خیس میشه

توی تاریکی که همه خوابن

آروووم آرووومممممممم

هوای دلمون بهاری میشه

میباره

و ما ساکت و آروم غرق میشیم

آره توی قطره های اشکمون غرق میشیم…

حتی صدامون هم در نمیاد …

بعضی وقت ها نشون میدیم سر پاییم

زنده ایم

نفس میکشیم

بعضی وقت ها انقدری تنهاییم

که از سایه خودمون هم میترسیم

اماااا باز…….

نفس میکشیم…

بعضی وقت ها میخوایم دوباره اون کودک درون رو پیدا کنیم

نفس هامون رو باهاش قسمت کنیم

دوباره همون دفتر رو پیدا کنیم

برگاش رو بچسبونیم و از نو زندگی کنیم…

از نو بزرگ بشیم

از نو …

بعضی وقت هاااا

یادمون میره مسافریم

یادمون میره … میخوایم بریم

یادمون میره …

اما اون برگ های خراب دفتر بچگیمون یادمون نمیره

من دفتر هامو خوب نگه داشتم

اما حس میکنم توی بزرگیم

همش رو ……………….

دل تنگ خودمم

دل تنگ خودمم

من فقط دلتنگ خودمم

بعضی چیزهارو باید سه بار نوشت…

سه بار

درباره نویسنده

ساسان سلام زاده هستم متولد 1368، دانشجوی ارشد هوش مصنوعی. برنامه نویس، طراح وب. یکی از رویاهای کودکیم ساخت یک ربات دستیار هست چیزی که بتونه ۹۰٪ کارهای روزانه رو انجام بده، یه استارت هایی در این خصوص زدم...

یک پاسخ ارسال کنید.


× 7 = بیست هشت